دانشجویان علم اطلاعات و دانش شناسی
خاطرات هفتگي،پيشكسوتان كتابداري و اخبار كتابداري
سه شنبه 25 مهر 1391برچسب:تفسیر قانون رانگاناتان در قرن جدید/دانشجویان علم اطلاعات و دانش شناسی مهدیشهر, :: :: نويسنده : بچه های کتابداری
چكيده:اين مقاله به تحليل وب جهانگستر ميپردازد و پرسش مهمي را مطرح ميكند: آيا وب در وقت كاربران صرفهجويي ميكند؟ اين پرسش در چارچوب «پنج قانون وب» تحليل شده. معناي اين قوانين چيست؟ اين قوانين، اصولي بنيادي هستند که دركي عميق و اساسي از وب جهانگستر ارائه ميكنند. در نخستين نگاه اين قوانين ساده به نظر ميرسند، اما در حقيقت، نگرشي ساده و شفاف از آن چيزي كه وب بايد باشد را بيان ميكنند. علاوهبراين، نگارنده قصد دارد کاربرد پنج قانون كتابداري رانگاناتان را براي وب بيان نمايد.
كليدواژهها:وب جهانگستر، قوانين رانگاناتان، پنج قانون علم كتابداري، [پنج قانون وب]
1. مقدمه
وب جهانگستر يك سامانه اينترنتي است كه اطلاعات فرامتني و گرافيكي را برمبناي پروتکل انتقال فايل (اچتيتيپي)[2] توزيع ميكند. در واقع، وب يك سامانه فرامتني جهاني است که دسترسي به مدارک نوشتهشده به زبان نشانهگذاري فرامتن[3] را که پيوند بين محتواي اسناد را چه به صورت محلي و چه به صورت از راه دور ممكن ميكنند، فراهم ميسازد. وب براي نخستين بار در سال ١٩٨٩ توسط «تيم برنرز-لي»[4] در سازمان پژوهشهاي هستهاي اروپا در ژنو طراحي شد (Noruzi 2004). ما در عصر هيجانانگيزي زندگي ميكنيم. وب با تاريخ پانزده ساله خود از جمله مهمترين و مؤثرترين فناوريهاي قرن بيست و يکم است. انقلاب اطلاعات نهتنها قدرت حرکت و پيشرفت وب را فراهم ميكند، بلكه تقاضاي بيسابقهاي براي ذخيره، سازماندهي، اشاعه و دستيابي به اطلاعات را به دنبال داشته است. اگر اطلاعات، سكه رايج در نظام اقتصادي دانشمحور باشد، وب بانكي است كه اطلاعات در آن سرمايهگذاري ميشود. يكي از ارزشافزودههاي بسيار قدرتمند وب اين است كه استفادهكنندگان ميتوانند در آن بهصورت الکترونيکي و پيوسته به منابع دسترسي پيدا كنندـ و اين، به هر دليلي، در مجموعههاي سنتي مبتني بر کاغذ فراهم نيست. وب موادي را به صورت پيوسته فراهم ميآورد و در دسترس قرار ميدهد تا بتوان از آنها استفاده كرد، و اين تفاوت واقعي بين وب و كتابخانهها است. بنابراين، مديران وبگاهها (وبدارها[5]) مجموعههايشان را بيهوده نساخته، بلكه آنها را براي استفاده بنيان نهادهاند.وب به شهروندان مجازي[6] (كاربران) خود علاقهمند است، كاربراني كه از منابع وب به دلايل مختلف ـ به منظور آموزش، تفريح و سرگرمي خلاق، عدالت اجتماعي، آزاديهاي دموکراتيك، بهبود اقتصادي و كاري، پشتيباني سوادآموزي، يادگيري مادامالعمر، توسعه فرهنگي، و... استفاده ميكنند. نتيجه اين استفاده بهبود وضعيت اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و زيستمحيطي براي فرد و براي جامعهاي است كه در آن زندگي ميكنيم. بنابراين، وب بايد نيازهاي اطلاعاتي كاربران را شناسايي کند و برآورده سازد و خدمات گستردهاي را ارائه نمايد. 2. پنج قانون كتابداري
«شيالي رامامريتا رانگاناتان»[7] (١٩٧٢-١٨٩٢) به عنوان پدر علم كتابداري هندوستان شناخته شده است. او قوانيني را بنيان نهاد که به عنوان بيان روشن خدمات آرماني در يک کتابخانه مقبوليت عام يافته: «پنج قانون كتابداري» رانگاناتان (1931) يكي از آثار ماندگار در ادبيات علوم کتابداري و اطلاعرساني است و همانقدر نوين است كه در سال ١٩٣١ بود. اين عبارات مفيد و مختصر، امروزه نيز مانند زمان انتشار آنها، اگرچه نه در بيان، بلکه در محتوا و مفهوم، همچنان معتبر باقي ماندهاند. اين قوانين به طور مختصر خدمات مطلوب و فلسفه سازماني اغلب كتابخانههاي امروز را نشان ميدهند: ١. كتاب براي استفاده است. ٢. هر خوانندهاي كتابش. ٣. هر كتابي خوانندهاش. ٤. در وقت خواننده صرفهجويي كنيد. ٥. كتابخانه ارگانيسمي زنده و پويا است. اگرچه امروزه اين عبارات واضح و روشن به نظر ميرسند، ولي مسلماً آنها براي كتابداران دهههاي نخستين قرن بيستم بديهي نبودند روال دموكراتيك كتابداري كه امروزه از آن بهرهمنديم، در امريكا و انگلستان در نيمه دوم قرن نوزدهم شكل گرفته (Sayers 1957). براي رانگاناتان و پيروان او، پنج قانون کتابداري نخستين گام در جهت بناي کارهاي کتابخانه برمبناي اصول علمي بود، كه اصول كلي همه اقدامات كتابخانهاي نيز از اين پنج قانون قابل اشتقاق است (Garfield 1984). در سال ١٩٩٢ «جيمزآر. رتيگ»[8] ششمين قانون را به عنوان گسترشي بر قوانين رانگاناتان مطرح كرد. او ششمين قانون را اين گونه بيان ميکند که «هر خوانندهاي آزادياش» و اين فقط به نوع خدمات (به عبارت ديگر، در ساختار يا فراهمآوري اطلاعات) قابل اطلاق است. فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي نوين حاكي از آن است كه دامنه قوانين رانگاناتان را بهخوبي ميتوان براي محيط وب گسترش داد. امروزه درباره همان پنج قانون بحث ميشود و اين قوانين در زمينههاي فراواني مجدداً به كار گرفته ميشوند. از سال ١٩٩٢ (صدمين سالروز تولد رانگاناتان)، چندين تن از پژوهشگران معاصر علوم كتابداري سعي كردهاند تا پنج قانون وي را روزآمد، يا براي ديگر اهداف بازنويسي كنند. «"كتاب، خواننده و كتابخانه» عناصر اصلي قوانين رانگاناتان هستند. حتي اگر اين كليدواژهها را با عناصر ديگري جايگزين كنيم، اين قوانين هنوز هم به خوبي نتيجهبخش خواهند بود. تاکنون چندين پژوهشگر، اصول و قوانين گوناگوني را بر مبناي قوانين رانگاناتان ارائه نمودهاند. مثلاً «پنج قانون نوين كتابداري» توسط «مايکل گورمن»[9](1998b)؛ «قواعد آموزش از راه دور» از «سانجايا ميشرا»[10](1998)؛ «پنج قانون نرمافزار كتابخانه» از «منتور كانا»[11](2003)؛ «پنج قانون كتابداري كودكان» از «ويرجينيا والتر»[12](2001)؛ «پنج قانون اتصال در وب» از «لنارت بيورنبورن»[13](2004)؛ و «پنج قانون عملكرد مثبت / تنوع» از «تريسي دي. هال»[14](2004). از ميان قوانين پيشگفته، قوانين «گورمن» از همه مشهورترند. او قوانين رانگاناتان را با توجه به شرايط كتابخانههاي امروز و كتابخانههاي احتمالي آينده، دوباره تفسير كرده است. «گورمن» پنج قانون نوين كتابداري را اين گونه ارائه ميکند (Crawford and Gorman 1995): ١. كتابخانهها در خدمت بشريتاند. ٢. به تمام شكلهاي انتقال دانش احترام بگذاريد. ٣. براي تقويت خدمات، هوشمندانه از فناوري استفاده كنيد. ٤. از دسترسي آزاد به دانش حمايت كنيد. ٥. به گذشته احترام بگذاريد و آينده را خلق كنيد. «گورمن» عقيده دارد كه رانگاناتان اصطلاح «علم كتابداري»[15] را آفريد و به زيبايي نشان ميدهد كه چگونه قوانين رانگاناتان در مسائل و چالشهاي آتي كه كتابداران با آن مواجه خواهند شد، قابل كاربرد است (Gorman 1998a,b). البته «ميدلتون»[16](1999) معتقد است که قوانين «گورمن» تجديدنظري در قوانين رانگاناتان نيست، بلکه از نقطهنظر كتابداري كه در يك جامعه پيشرفته كار ميكند، مجموعه كاملاً متفاوتي است. افزون براين، «جيم تامپسون»[17](1992) در اعتراض به خدمات کتابخانهها، قوانين رانگاناتان را به صورت زير بازنويسي ميکند: ١. كتاب براي انتفاع است. ٢. هر خوانندهاي صورت حسابش. ٣. هر نسخهاي صورت حسابش. ٤. از خواننده پول نقد بگيريد. ٥. كتابخانه يك ارگانيسم اعتراضگر است. اگر فردي به پنج قانون اصلي رانگاناتان در مورد علوم كتابداري يا يكي از تفسيرهاي نوين اين قوانين نگاهي بيندازد، مهمترين تصور و انديشهاي كه به ذهنش خطور ميكند اين است كه: كتابخانهها و وب براي تأمين نيازهاي اطلاعاتي افراد به وجود آمدهاند. 3. پنج قانون وب
«پنج قانون وب» از «پنج قانون رانگاناتان» كه هسته تمام اقدامات او بود الهام گرفته است. اين قوانين بنيان وب را تشکيل ميدهند و حداقل مقتضيات وب را تعيين ميکنند. با آنكه اين قوانين در نخستين نگاه ساده به نظر ميرسند، اما به طرز شايستهاي باورهاي جامعه وب را خلاصه ميكنند. اگرچه اين قوانين به سادگي بيان شدهاند، با اين حال عميق و قابل انعطاف هستند. اين قوانين عبارتاند از: ١. منابع وب براي استفاده هستند. ٢. هر كاربري منبع وب خودش. ٣. هر منبع وبي كاربر خودش. ٤. در وقت كاربران صرفهجويي كنيد. ٥. وب ارگانيسمي زنده و پويا است. وب شامل آثاري از تمام كساني است كه مايل به مشاركت هستند، و [به همين دليل] کيفيت اطلاعات يا ارزش دانش موجود در وب، مبهم است؛ زيرا هيچ گونه بررسي دقيقي در كار نيست. علاوه براين، وب مجموعهاي است بسيار پيچيده و بدون ساختار از انواع محملهاي اطلاعاتي كه به وسيله افراد بسيار مختلف، توليد و توسط انواع بسيار مختلف كاربران، جستجو ميشود (Björneborn and Ingwersen 2001). اين ويرايش تجديدنظر شده از قوانين رانگاناتان، اكنون نيز همچون قوانين اصلي در سال1931، زمينه لازم براي حرفه كتابداري را در اختيار ما ميگذارد. وب از طريق تأمين نيازهاي اطلاعاتي كاربران، براي كمك به موفقيت كاربران در پشتيباني جامعه جهاني به وجود آمده است. نيازهاي اطلاعاتي کاربران از طريق صفحههاي وب و اسناد مناسب براي كاربران وب برآورده ميشود. در حقيقت، «پنج قانون وب» مباني هر نظام اطلاعاتي کاربرپسند وب را تشکيل ميدهند. آنچه كه کاربران به عنوان شهروندان مجازي به آن نياز دارند، دسترسي جهاني به اطلاعات در عصر اطلاعات است. اين قوانين مانند اكثر قوانين، ساده به نظر ميرسد، مگر اين که درباره آنها تفكر كنيم. در اين جا هر يك از پنج قانون را شرح ميدهيم: 3-١. منابع وب براي استفاده هستند.
وب به منظور برآوردن نيازهاي اطلاعاتي بشر و به اشتراک گذاشتن منابع اطلاعاتي، دانش و تجارب افراد طراحي شده. مديران وبگاهها علاقهمند هستند که افراد با وبگاه[18] آنها و صفحههاي وب موجود در آن تعامل داشته باشند، روي آنها کليک کنند، آنها را بخوانند، و اگر نيازي بود صفحههاي مورد نياز را چاپ کنند، و [از اينكه نيازهايشان برآورده شده است] شاد باشند. بنابراين، وبگاهها مجسمه يا معبد نيستند که كاربران از راه دور آنها را ستايش كنند. اين قانون بدين معنا است كه وب براي استفاده و آموزش، و اطلاعات موجود در آن براي استفاده است. اين قانون بسيار مهم است، زيرا اگر اطلاعات به كار گرفته نشود يا در دسترس افراد قرار نگيرد تا آنها براي يادگيري تلاش كنند، هيچ سودي نخواهد داشت. در واقع، نقش وب اين است كه به افراد و جامعه خدمت كند، و خدمات اجتماعي را در فرايند ارتباطات بهبود ببخشد. در مجموع، هدف اصلي وب خدمت به جامعه است. اين سؤال كه «چگونه اين تغيير، خدماتي را كه وب ارائه ميدهد، بهبود خواهد داد؟» يك ابزار تحليلي بسيار مؤثر است. جنبه ديگر اين قانون تأكيد آن بر «هدف استفاده» هم توسط افراد طالب حقيقت و هم براي آرمانها و اهداف گستردهتر جامعه است. بنابراين «اطلاعات براي استفاده است و نبايد از مردم مخفي نگه داشته يا تغيير داده شود» (Middleton 1999). وب محور آزادي فكري، اجتماعي، و سياسي است. يك جامعه واقعاً آزاد بدون دسترسي آزاد به وب براي همه، يك مفهوم متناقض[19] است. جامعهاي كه وب را سانسور كند، جامعهاي است كه به سمت استبداد ميرود. به اين دليل، وب بايد شامل منابع اطلاعاتي مربوط به همه جوامع، مجامع، و زبانها باشد، از اين منابع محافظت كند، و آنها را براي همه قابل دسترس سازد. ما بايد بر دسترسي آزاد به اطلاعات تأكيد کنيم. صفحههاي قديمي وب بايد به وسيله «آرشيو اينترنت»[20] و كتابخانههاي ملي، براي كاربران آينده محافظت شوند. در آينده، وب نهتنها بايد بهترين اسناد گذشته را حفظ كند، بلكه بايد دركي شفاف از تاريخ وب و از ارتباطات علمي ارائه نمايد. وب بايد منابع اطلاعاتي را فراهم نمايد و آنها را براي استفاده در دسترس قرار دهد. وب بايد براي كاربران، دسترسپذير باشد. مديران وبگاههايي که به اين قانون اعتقاد دارند فقط زماني خشنود خواهند شد كه كاربران، صفحههاي وب آنها را بخوانند و استفاده كنند. وقتي برخي از مديران وبگاهها، منابع اطلاعاتي خود را با «كلمه رمز» ميبندند، و برخي ديگر نيز در ارائه خدمات درخواست هزينه ميكنند؛ قانون نخست متذكر ميشود كه: «منابع وب براي استفاده هستند». آنچه كه ما از طريق وب توليد و عرضه ميكنيم واينكه به چه خوبي آن را انجام ميدهيم، از نتايج مشهود وب هستند. بنابراين، بهترين كار در حال حاضر چيست، و اين، چه معنايي براي آينده وب دارد؟ درست همانطور كه نخستين قانون حركت نيوتون (يک جسم در حالت ساكن ميماند، مگر اين كه در اثر يك نيروي بيروني، به حركت در آيد) يك عبارت بديهي است، نخستين قانون وب نيز يك قاعده اساسي و روشن را بيان ميكند. با وجود اين، باز هم اين قانون اغلب در عمل و در استفاده از وب نقض ميشود. به عنوان نمونه، كتابخانههاي صومعهها در قرون وسطي، كتابها را به قفسهها زنجير ميكردند. كتابها واقعاً با زنجيرهاي فلزي به قفسهها بسته ميشدند و فقط در يك مكان ثابت قابل استفاده بودند. بديهي است كه اين کار در درجه اول براي حفاظت كتابها بود و نه به منظور سهولت استفاده از آنها. از سوي ديگر، ممكن است گفته شود كه اين روش كنترل دستيابي، به حفاظت از منابع در برابر سرقت كمك ميكرده و بهاين ترتيب، موجب تسهيل در استفاده ميشده است. اما لازم نيست زمان را تا قرون وسطي به عقب بازگردانيد تا شاهد روشهايي باشيد كه به وسيله آنها كتابداران ميتوانند مانع استفاده از مواد كتابخانه شوند. محدوديت دسترسي به كتابها و منابع اطلاعاتي در تمام زمانها وجود داشته است و حتي امروز نيز وجود دارد. نگهداري مجموعههاي خاص در وب با محدوديت دسترسي، ذخيرهسازي منابع به شكل غير وبي، محدود کردن دسترسي به منابع وب بر اساس عضويت، هزينه يا حتي براساس انتخاب مواد بر مبناي عقد قرارداد، به گونهاي كه استفاده از منابع به گروههاي خاصي از كاربران محدود شود (مثل وقتي که يك كتابخانه عمومي، يا كتابخانهاي كه براي عموم قابل استفاده است، منابع چاپي را حذف ميكند و به جاي آن نسخه الكترونيكي آن مواد را قرار ميدهد كه تنها در دسترس كاربران بخصوصي است كه كلمه عبور دارند) از اين دستهاند. همه اين محدوديتها اشكال نوين زنجير كردن كتاب به قفسهها در قرون وسطي ميباشند (Leiter 2003). و همه اينها اين سؤال را پيش ميآورند كه آيا وب با نخستين قانون كه «منابع وب براي استفاده هستند» همخواني دارد؟ جنبه ديگر قانون اين است كه وب يا براي خدمترساني است يا براي هيچ چيز. بنابراين، براي حصول منافع ناشي از خدمات، وب بايد منافعي كه جامعه منطقاً انتظار دارد را شناسايي، و سپس روش تحقق آن منافع را ابداع كند. هر خدمتي هميشه يك هدف دارد البته مستلزم هزينه است، و وب هم هدفي را دنبال ميکند. اگر منابع وب براي استفادهاند، براي منابع استفادهنشده چه اتفاقي ميافتد؟ وب بر پايه کاربرمداري[21] بنا شده تا عمليات وب را توسعه دهد و توجيه كند. «سيومينين»[22](2002) اين ويژگي را كاربرگرايي[23] ناميد. در ابتدا بايد بين کاربرمداري مفيد و ارزشمند از يك سو، و کاربرگرايي سوگرفته، خيالي و سادهلوحانه از سوي ديگر تمايز قائل شويم. زماني ميتوان درباره کاربرگرايي صحبت كرد كه علائق كاربران تنها دليل احتمالي براي عملياتهاي وب شمرده شود، تا جايي كه هيچ دليل ديگري مورد توجه قرار نگيرد. اين مطلب را با يك مثال ساده ميتوان روشن كرد. نكته قانعکنندهاي وجود دارد در اين که: ١. وب براي کاربران است. بنابراين، منافع کاربران بايد اساس عملياتهاي وب باشد. ٢. وب براي پژوهشگران و نويسندگان است. پس منافع آنها بايد محور خطمشيهاي وب باشد. ٣. وب براي جامعه است، و بايد منافع جامعه را برآورده سازد. شايد گفته شود كه اين سه ادعا به يك اندازه مانع نيست. يقيناً منافع جامعه همان منافع شهروندان مجازي است، بنابراين، اداعاي ١ و ٢ در دل ادعاي ٣ هست. علاوه براين، ممکن است فرض شود که اين سه مقوله مختلف، مشترک هستند به اين دليل که به واسطه فرهنگ جمعي كه در شكلگيري افراد دخيل است، منافع فردي به منافع جمعي تقليل مييابند؛ «فرهنگ در وجود ما سخن ميگويد» (Suominen 2002). اين قانون، متضمن ايجاد نظامهايي است كه زمينهساز استفاده از منابع وب هستند. مثلاً روزآمد كردن و نمايهسازي منابع يک وبگاه بهطور منظم، استفاده از منابع آن وبگاه و بهطور كلي وب را آسان ميسازد. 3-٢. هر كاربري منبع وب خودش
اين قانون مضامين مهمي را در رابطه با وب در بر دارد و نياز اساسي به برقراري تعادل بين توليد منابع وب و حق اساسي همه كاربران براي دسترسي به منابع مورد نياز آنان در هر جاي جهان را آشكار ميسازد. اين قانون موجب اهميت نشر و اشاعه اطلاعات ميشود؛ هر منبع وب بايد يك كاربر بالقوه را به ذهن متبادر سازد. هر وبگاهي بايد سياست دسترسي مشخصي داشته باشد كه تضمين کند که مجموعهاي كه توليد و نگهداري ميكند براي برآوردن انتظارات جامعه كاربران آن، مناسب و كافي است. به عبارت ديگر، مجموعه بايد مناسب با مأموريت وبگاه باشد. در واقع، يك وبگاه بايد منابعي را در برداشته باشد که متناسب با نيازهاي همه كاربرانش است. هر وبگاهي كه به هر شكلي دسترسي به منابع را محدود سازد، بايد مطمئن شود كه اين محدوديت مانع دسترسي كافي به مجموعه از سوي كاربراني كه وبگاه براي خدمت به آنها به وجود آمده، نميشود. سياستهاي دسترسي نيز براي موتورهاي کاوش تبعاتي دارد. اما براي اين قانون جنبههاي عملي بسياري وجود دارد. مدير وبگاه بايد کاربرانش را خوب بشناسد تا بتواند موادي را که آنها براي كارهاي پژوهشي يا براي خواندن نياز دارند فراهم كند؛ بنابراين يکي از وظايفش اين است كه كاربران را در فرايند جستجو به دنبال منابع مورد نيازشان در سرگرمي، آموزش، يا پژوهش، هدايت و راهنمايي كند. واضح است كه كار مدير وبگاه اين است كه كاربر را بشناسد، منابع وب را بشناسد تا در جستجو و بازيابي منابع مورد نياز كاربر به او كمك كند، و در فرايند نمايهسازي وبگاهها به موتورهاي كاوش كمك كند. مدير وبگاه بايد از خود بپرسد كه: - چه كسي ممكن است خواستار دستيابي به منابع اطلاعاتي باشد؟ - چه كسي به اين منابع دست خواهد يافت و چه كسي دست نخواهد يافت؟ - مسائل پيراموني در رابطه با امکان چاپ مطالب، گذرواژهها، و... كداماند؟ مدير وبگاه بايد بپذيرد كه كاربران وبگاه (از جمله خود او) در دنبال كردن دانش، اطلاعات و سرگرمي، از ابزارهاي ارتباطي مختلفي بهره ميگيرند. وبگاهها بايد به همه ابزارهاي حفاظت و مبادله ركوردها و دستاوردهاي فکري و عاطفي بشري اهميت بدهند. قانون دوم نشاندهنده اين است كه وب بدون در نظر گرفتن طبقه اجتماعي، جنسيت، سن، گروه قومي، مذهب يا هر عامل ديگر به همه كاربران خدمت ميرساند. هر شهروند مجازي حق دسترسي به اطلاعات را دارد. بنابراين مديران وبگاهها و طراحان موتورهاي کاوش براي برآوردن نيازهاي اطلاعاتي شهروندان مجازي وب، بايد تمام تلاش خود را به کار گيرند. 3-٣. هر منبع وبي كاربر خودش
زماني كه كاربري در وب جستجو ميكند يا به خدمات وب دسترسي مييابد، منابع وبي مشخصي وجود دارند كه نيازهاي او را برآورده خواهند كرد. اين وظيفه مدير وبگاه است كه از برقراري ارتباط بين كاربر و منابع وب و از اين كه اين ارتباط تا جايي كه امكان دارد عملي، آسان، و سريع انجام ميگيرد اطمينان حاصل نمايد. در نتيجه، تنظيم درست منابع و اسناد موجود در وبگاه نيز ابزار مهمي براي عينيت بخشيدن به هدف قانون سوم است. اگر وبگاهي، منبعي را محرمانه منتشر كند و نشر و پخش آن را نيز محرمانه نگه دارد، چنين منبعي ممكن است توسط کاربران، قابل بازيابي يا دسترسي نباشد، مگر اين كه كاربر، در تحقيق خود دچار بحران شود. در چنين شرايطي، کاربر ناموفق و ناکام در دسترسي به منبع مورد نياز، ممکن است از طريق مدير وبگاه يا شخص ديگري که از وجود آن منبع خبر دارد، يا صرفاً از روي خوششانسي، آن را در وب پيدا کند. در حالي که چنين سناريويي پايان خوشي را براي كاربر نشان ميدهد، اما در حقيقت اين مدل مرجّح در خدمات وب نيست و در بدترين حالت ممكن است آن منبع وب براي هميشه از چشم همگان پنهان بماند. چگونه مدير وبگاه ميتواند براي هر منبعي يك كاربر بيابد؟ براي اين كه يك وبگاه بتواند بهطور فعال بين منابع موجود در آن و كاربرانش ارتباط برقرار كند، شيوههاي گوناگوني وجود دارد: ١. توزيع منابع جديد از طريق گروههاي بحث الکترونيکي و سياهههاي پستي؛ ٢. ارائه فهرست منابع جديد در صفحه خانگي وبگاه؛ ٣. ارائه منابع جديد به موتورهاي کاوش معروف و راهنماهاي وب،[24] كه رايجترين راه براي نمايهسازي منابع جديد موجود در وبگاه است. استفاده از يك نمايه/ نقشه سايت[25] ساختارمند، منظم و طبقهبنديشده براي هر وبگاه، امري ضروري است که موجب ايجاد وحدت رَويه در ساختار موضوعي وبگاه ميشود و بايد ساده، و استفاده از آن با سهولت همراه باشد. اين امري است كه اكثر مديران وبگاهها احساس ميكنند كه آن را انجام دادهاند، در حالي که نقشه وبگاههايشان هميشه واضح، و براي استفاده آسان نيست. ايجاد پيوند صحيح به منبع وبي نيز بسيار اهميت دارد، زيرا پيوند نادرست و نمايهسازي نادرست منبع موجب پنهان ماندن منبع از دسترس کاربران، و در نتيجه گمشدن آن ميشود. براي كمك به كاربران در يافتن منابعي كه از لحاظ موضوعي مرتبط هستند، وبگاه بايد از پيوندهاي جهتنما[26] [يا پيوندهاي داخلي[27]] استفاده كند. نكتهاي كه در اينجا هست اين كه مدير وبگاه بايد با توجه به نيازهاي ويژه كاربران، متون و منابع خود را افزايش دهد و اطمينان حاصل كند كه کاربران ميتوانند بهراحتي منابع مورد نياز خود را بيابند. مدير بايد مطمئن گردد كه محتواي وبگاه چيزي است كه کاربران به آن نياز دارند، و البته بايد در نظر داشته باشد كه وبگاه را با متون بيمحتوايي كه ممکن است مورد استفاده هيچكس قرار نگيرند، انباشته نکند (Steckel 2002). مدير وبگاه بايد همواره متون و منابع [باکيفيت و] بينظيري را به وبگاه خود اضافه كند، زيرا منابع باكيفيت بالا، در واقع همه چيز است. قانون سوم بامعناترين قانوني است که در اكثر موضوعات، توسط اکثر مديران وبگاهها و نويسندگان در محيط وب زير پا گذاشته ميشود. اين قانون تصريح ميكند كه يک منبع وب براي همه كاربران به وجود آمده و بايد به خوبي توضيف، و توسط موتورهاي کاوش نمايهسازي، و با شيوهاي جذاب در وبگاه نشان داده شود و در دسترس كاربران قرار گيرد. طبعاً حقيقت اين قانون بر دسترسي آزاد[28]به منابع، يك ساختار منسجم، يك نقشه كارآمد، و يك موتور کاوش براي هر وبگاه تأکيد دارد. «جستجوي اطلاعات از هر صفحهاي از وبگاه بايد براي كاربران آسان باشد. هر صفحه بايد داراي بخش جستجو، يا حداقل پيوندي به صفحه جستجو باشد» (Google 2003). 3-٤. در وقت كاربر صرفهجويي كنيد.
اين قانون بيانگر بزرگترين چالش براي مديران وب، صاحبان وبگاهها و طراحان موتورهاي کاوش است. مدير وبگاه بايد هميشه در نظر داشته باشد كه وقت كاربران بسيار مهم و گرانبها است. يك وبگاه بايد هميشه خطمشيهايش را مطابق با نيازهاي اطلاعاتي كاربرانش تنظيم كند. مجموعه منابع اطلاعاتي يک وبگاه بايد به صورتي جذاب، ساده و روشن طراحي و تنظيم شده باشد تا وقت كاربران در هنگام جستجوي منابع مورد نياز تلف نشود. اين قانون داراي دو مؤلفه است: يك مؤلفه پيشين (مطمئن شويد که كاربران، منابع مورد جستجو را به سرعت خواهند يافت) و مؤلفه پسين (اطمينان حاصل نماييد که دادهها طوري تنظيم شدهاند كه اطلاعات، به سرعت قابل بازيابي خواهند بود). همچنين ضروري است كه مدير وبگاه متوجه باشد که كاربران در دستيابي به آن وبگاه به دنبال چه اهدافي هستند (Steckel 2002). مديران وبگاهها با به وجود آوردن وبگاههاي كاربرپسند، به صرفهجويي در وقت کاربران كمك كردهاند. زماني كه طراحي وبگاهي به پايان ميرسد، بارگذاري ميشود و توسط كاربران مورد آزمايش قرار ميگيرد، تجارب آنان ارزش خواندن را دارد و شايد اين سؤال پيش آيد كه: آيا وبگاه، كاربرپسند است؟ اگر مدير وبگاهي خواستار جلب رضايت جامعه کاربران خود ميباشد، بايد درباره آنها و چگونگي جذب و افزايش آنها و تأمين رضايت خاطر آنان بينديشد. بايد به خاطر داشت كه كار مدير وبگاه كمك به کاربران در انجام جستجوهاي مؤثر و كارآمد، روزآمد كردن وبگاه، و هدايت درست کاربران در وبگاه ميباشد. بنابراين، كاربرپسندي و سودمندي دو امر مهم براي هر وبگاه هستند.شايد اين قانون مثل قوانين ديگر واضح و بديهي نباشد. با اين حال، اين قانون متضمن بسياري از اصلاحات در مديريت وبگاه است. يك وبگاه بايد تمام وجوه مربوط به خطمشيها، مقررات و سامانههاي خود را با يك ملاك ساده مورد بررسي قرار دهد كه: صرفهجويي در وقت كاربر براي برآورده شدن اهداف وبگاه، حياتي است. راههاي ديگري براي عمل به اين قانون وجود دارند. [همانگونه که پيشتر بيان شد] يك نقشه وبگاه كه به خوبي طراحي و اجرا شده، در وقت كاربران صرفهجويي ميكند. صرفهجويي در وقت كاربران به معناي تأمين دسترسي كامل و كارآمد به منابع وب و جلب رضايت کاربران، و نخستين ابزار اندازهگيري ميزان موفقيت وبگاه است: وجود كاربران مأيوس و ناراضي به معناي شكست وبگاه در انجام وظايف و مسئوليتها است اين قانون را بهصورت ديگر هم ميتوان بيان كرد: به كاربر به خوبي خدمت کنيد. به منظور صرفهجويي در وقت كاربر، طراحي وبگاه بايد بسيار کارآمد و کاربرپسند باشد تا كاربر بتواند آنچه را ميخواهد به سادگي، جستجو و بازيابي نمايد و مجموعه زيادي از اطلاعات موجود و بالقوه مفيد را در کوتاهترين زمان ممکن مورد بررسي قرار دهد. قانون چهارم بر خدمترساني مؤثر به كاربران تأكيد دارد، و اين مستلزم طراحي يک نقشه/ نمايه مناسب و آسانفهم براي وبگاه است. 3-٥. وب يك ارگانيسم در حال رشد است
وب منعكسکننده تغييراتي است كه در جهان اطراف ما رخ ميدهد. چنانچه ما همگام با زندگي حركت نماييم و به پرمايه بودن آن كمك کنيم وب نيز به رشد خود ادامه خواهد داد. در واقع، وب يك ارگانيسم در حال رشد است. ما بايد با اين توقع و انتظار برنامهريزي كنيم و بسازيم كه وب و كاربرانش همواره رشد و تغيير خواهند كرد. همانطور، بايد مهارتهاي خود را نيز همواره گسترش دهيم (Steckel 2002). وب معضل جالبي را براي كتابداران به نمايش در آورده است. در حالي که تنها حدود پنجاه هزار كتاب در سال در ايالات متحده آمريکا منتشر ميشود، وب جهانگستر شامل حدود ٣٢٠ ميليون صفحه وب در حال رشد و تغيير ميباشد. وقتي کتابي منتشر ميگردد، توسط ويراستاران و ناشران بررسي و ارزيابي ميشود و اميد ميرود كه داراي ارزش باشد. از طرف ديگر، زماني كه يك صفحه وب منتشر ميگردد بهراحتي در يک وبگاه بارگذاري ميشود. هيچ راهنما [و قيد و شرطي] براي وب وجود ندارد. هر كسي ميتواند [هر چيزي را که دوست دارد] منتشر کند و اين كار را هم انجام ميدهد. كتابداران ميتوانند نقش مهمي در وجين مواد بيارزش و تهيه فهرستهاي گزارماني[29] از پيوندها ايفا نمايند تا كاربران در هنگام استفاده، به ارزش محتوايي آنها اعتماد كنند. وب با منابع نامحدودش، از تخصص کتابداران در زمينههاي گوناگوني مانند نمايهسازي و فهرستنويسي، و نيز روش جستجو استفاده ميکند. با افزايش تقاضاي كاربران براي ارزشمندي جستجوهايي كه انجام ميدهند، تقاضا براي اين نوع مهارتهاي كتابداران نيز افزايش خواهد يافت (Syracuse University 2004). امروزه نمايه گوگل شامل بيش از هشت ميليارد صفحه وب ميباشد (Google 2004). وب با سرعت بالايي در حال رشد است و منبع عظيمي از اطلاعات را براي كاربران و پايگاه گستردهاي از مشتريان بالقوه را براي مشاغلي كه در وب حضور دارند فراهم مينمايد (Thelwall 2000). آرشيو اينترنت در حال ساخت كتابخانه رقومي[30] از وبگاهها و ديگر مصنوعات فرهنگي موجود به شكل ديجيتالي است تا مانند يك كتابخانه سنتي، امكان دسترسي رايگان پژوهشگران، مورخان، دانشمندان و عموم مردم را فراهم كند. مجموعه اطلاعاتي آن شامل ٣٠ ميليارد صفحه وب ميباشد. دستگاه پيشينهنماي[31] آن كه در حال حاضر شامل بيش از 100 ترابايت داده است و با سرعت 12 ترابايت در ماه رشد ميكند، بزرگترين پايگاه اطلاعاتي شناختهشده در جهان است و نسخههاي متعددي از كل وب عمومي را شامل ميشود (Internet Archive 2004). خوب يا بد، امروزه وب نقش مهمي در همه كشورها و جوامع بازي ميكند. قانون پنجم درباره آخرين مشخصه وب است و بر لزوم تنظيم دائم ديدگاهها درباره وب تأكيد دارد. وب در حال رشد و تغيير است و هميشه هم خواهد بود. رشد و تغيير با هم اتفاق ميافتند و نيازمند انعطاف در مديريت مجموعه وب، در استفاده از فضاي مجازي، در حفظ و افزايش كاربران، و در ماهيت برنامههاي وب است. مجموعه وب تغيير و افزايش مييابد، فناوريهاي اطلاعاتي تغيير ميكنند و مردم نيز تغيير خواهند کرد. قانون پنجم به ما گوشزد ميکند كه رشد بدون ترديد اتفاق خواهد افتاد و بايد به صورت نظاممندي براي آن برنامهريزي شود. 4. بحث
پنج قانون وب به شناسايي وب به مثابه انگيزهاي قوي براي تغييرات فني، آموزشي و اجتماعي كمك ميكنند و در اين فرايند، كاربر بهحق در مركز توجه ميباشد. بنابراين مديران وبگاهها و طراحان موتورهاي کاوش تنها با درك نيازها و ويژگيهاي كاربران است که ميتوانند ابزارهای لازم را براي كمك به كاربران در برآوردن نيازهاي اطلاعاتي آنان فراهم نمايند. صرفهجويي در وقت كاربر با فراهم آورن روشهاي دسترسي آسان، از دغدغههاي اصلي مديران وب است. علاوه براين، بسياري از نويسندگان و مديران وبگاهها دوست دارند که اطلاعات و دانش خود را از طريق صفحههاي وب با ديگران قسمت كنند، زيرا وب براي استفاده است و ميتواند منبعي پويا از اطلاعات را براي کليه كاربران فراهم نمايد. رشد كاربرگرايي در تفكر جديد وب تا حدودي در ارتباط با نگاه نئوليبرايستي متداول در جامعه [جهانی] قابل درك است. هنگامي كه انسانها به حد و اندازه مشتري يا كاربر تقليل مييابند، جامعه را نيز ميتوان به يك بازار تقليل داد. بنابراين، كاربرگرايي موضوعي است كه جاي نقد و بررسي دارد. 5. نتيجهگيری از پنج قانون وب چه چيزي بايد آموخت؟ اميد است كه خوانندگان دو چيز از اين مقاله به دست آورده باشند: نخست اين كه احساس قدرشناسي تازهاي نسبت به كار رانگاناتان پيدا كرده باشند، و دوم اين كه جنبههاي نويني از كار كتابداران و حرفهمندان اطلاعرساني را درک كنند. اين مقاله را با اين پرسش آغاز کرديم که «معناي اين قوانين چيست؟» چهار قانون نخست شيوه تفكر نويني را كه كاربرگرايي ناميده شد منعكس ميكنند. بر اساس اين قوانين، دليل وجود وب، رابطه آن با «كاربران» و «كاربرد» است. اين قوانين براي وب كنوني به همان اندازه وب آينده قابل كاربرد هستند. اين قوانين نهتنها براي وب در كليت آن قابل كاربرد هستند، بلكه ويژگيهاي پايهگذاري، تقويت، و ارزيابي پايگاههاي اطلاعاتي پيوسته و خدمات كتابخانههاي رقومي را مشخص ميكنند. اين پنج قانون، نحوه خدمترساني مطلوب و فلسفه سازماني وب را به اختصار نشان ميدهند. بنابراين، بر اساس اين قوانين ميتوان وبگاهها را ارزيابي كرد. اين مقاله با پرسشهاي ديگري براي خوانندگان آتي به پايان ميرسد. دوره طلايي وب چه زماني خواهد بود؟ آيا وب يك نيروي مدنيساز خواهد بود يا موجب تفرقهاندازي؟ آيا وب دژي براي آزادي انديشه خواهد بود؟ آيا وب تبديل به نيروي حياتي براي انسجام فرهنگي و اجتماعي خواهد شد؟ هر آنچه كه اكنون هست، اما وب در آينده نقشهاي مهمي را که كتابخانهها همواره در طول اعصار بر عهده داشتهاند به عهده خواهد گرفت.
درباره وبلاگ سلام به همه بچه های رشته علم اطلاعات و دانش شناسی. دوستان این وبلاگ برای شماست تا احیانا اگه سوالی تو ذهنتون هست تا حد امکان دراینجا پاسخشو بگیرید واما اینجا میتونه جایه خوبی هم برای سرگرمی ,مباحثه,مناظره و طرح مسائل علمی و...باشه.امیدوارم بانظرات وپیشنهادات تون والبته مطالب جالبتون بتونیم یه وبلاگ مفید,سازنده ,سرگرم کننده ,علمی والبته سالم ومهیج داشته باشیم. به امیدروزهای خوش. موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
|
||
![]() |